دانشگاه علوم پزشکی رفسنجان
جمعه ٠٣ آذر ١٣٩٦ -
home
mail
sitemap
»
شرکت‌های تابعه
سایت رهبری
سایت ریاست جمهوری
وب دا رفسنجان
سایت سامد
سایت ایران مردم
سایت وزارت بهداشت
سایت دولت
پیوندها
فرمهای الکترونیک
کاربران
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[عضویت]
آمار سایت
 بازدید این صفحه : 3196
 بازدید امروز : 1127
 کل بازدید : 18995188
 بازدیدکنندگان آنلاين : 12
 زمان بازدید : 0.4730
تقویم
صفحه اصلي > الغدیر > عبرتهای عاشورا 

عبرتهای عاشورا

عاشورا نقطه اوج تاريخ از منظر عبرت آموزي است. فجيع ترين حادثه بشري برعزيزترين فرزندان پيامبر گرامي اسلام زماني اتفاق افتاد كه بيش از پنجاه سال از  بنيانگذاراي حكومت اسلامي بدست مبارك آن حضرت نمي گذشت . بستر مناسبي كه در اين پنجاه سال براي چنين پيشآمد عظيمي فراهم آمد ، همان عبرت بزرگ تاريخ است . شناسايي عناصر فراهم آورنده اين بسترو عوامل سازنده اين فاجعه ، برترين ياد و موثر ترين راه حفظ نهضت عاشوراست.دقت در اين عبرتها و انطباق آن با اوضاع و احوال زمان خود،بيمه كردن امنيت و سلامت نظام مقدس جمهوري اسلامي در ميان انبوه توطئه ها و هجوم دشمنان داخلي و خارجي است . در اين مجال  اندك قصد داريم برخي از برجسته ترين عبرت هاي اين جانگدازترين حادثه تاريخ را جهت عبرت آموزي بياوريم:

1- عاشورا ، نتيجه سست شدن تبعيت و پيروي از رهبري برگزيده خدا

2- عاشورا ، نماد توسعه ي سياسي ، اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي بدون محوريت ولايت و عدالت

3- عاشورا، محصول ضعف در دشمن شناسي و غفلت از دشمن

4- عاشورا ، محصول فضاي مسموم و تبليغات مذموم

5- عاشورا ، محصول تعطيلي فريضه امر به معروف و نهي از منكر

  

1- عاشورا ، نتيجه سست شدن تبعيت و پيروي از رهبري برگزيده خدا

آنگاه كه رسول خدا(ص) رايت حكومت اسلامي را در مدينه بر افراشت ، هر گاه اطاعات و تبعيت مسلمانان بي چون و چرا بود ، اسلام در همه صحنه ها ، قدرتمند و پر صلابت پيش رفت و موانع را ،اگر چه سخت و دشوار ،از پيش پاي مسلمين برداشت و آنگاه كه دل ها در گرو انديشه هاي باطل و سوداي دنيا و هوسهاي چند روزه و ارتباط بادشمنان خدا ،باب اطاعت را بر خود بستند وبهانه ها آراستند، مسلمين دست آوردهاي گرانقدر را يكي پس از ديگري از دست دادند و در سراشيب سقوط ، هر آن سرعتي بيش يافتند.

در زمان رسول خدا (ص) چون و چرا كنندگان و آنها كه امر خدا را براي جهاد به زمستان و از زمستان به فصلي كه محصولشان را درو كنند حواله مي دادند . بارها قلب رسول خدا را آزدند و تنها آنها كه ايمانشان ناب بود  و تسليم محض بودند ، در اجراي فرمان مي كوشيدند . همواره علي (ع)و اصحاب مخلصي چون سلمان و ابوذر و مقداد و عمار در ماموريت ها و سياستها ،فرمان را انچنان كه صادر مي شد بي كم و كاست مي پذيرفتند و عمل مي كردند .

اعتراض نسبت به تقسيم غنايم و  اعزام فرماندارن و  نصب فرماندهان و انتصاب جانشين به امر خدا ، بخشي از خدشه هايي بود كه در فرهنگ تبعيت و تسليم و اطاعت وارد آمد و چنان شد كه خداي متعال مومنان را به تسليم،آن هم از عمق جان ،نسبت به حكم رسولش فرا خواند و ان را نشانه ايمان واقعي قرارداد.

 « فلا و ربك لا يومنون حتي يحكموك فيما شجر بينهم ثم لا يجدوا في انفسهم حرجاً مما قضيت و يسلموا تسليما»

« پس بحق پروردگار تو ايمان نخواهند داشت مگر اينكه تو را حكَم كنند در آنچه بينشان اختلاف است. پس در جانشان نسبت به آنچه تو حكم مي كني ناخشنودي نباشد و گردن نهند و تسليم محض باشند»

وقتي قداست و ضرورت عقلاني و شرايط تحقق ولايت، در صحنه مخالفت و انكار و شبهه و نافرماني قرار گرفت، به هر بهانه اي و توجيهي كه باشد ، نتيجه طبيعي آن عاشورا است .

اكنون كه تهاجم  اصلي دشمن  به ولايت فقيه است و بي سابقه ترين  حجم تبليغاتي متمركز به  اصل اساسي  حكومت ديني است ، نافرماني پنهان  و  آشكار و نشر مطالب مخالف نص صريح رهبري چه توجيهي دارد ؟  اگر در نزد خدا حجت براي پذيرش فكر و عمل شرط است چه حجتي بالاتر از ولي فقيه كه به تصريح امام زمان (ع) حجت است بر مردم ؟

چقدر حكيمانه است اين عملكرد حضرت عبد العظيم حسني(ع) كه با تمام تقوي و زهد و علم و اجتهاد خويش ، پيش امام خود مي رود ، زانو مي زند و عقايدش را حتي واضح و متداول را بازگو مي كند تا در صورت صحت ، اذن يابد كه مردم را به اين عقايد بخواند و چه خام و خودخواه اند ، انها كه به ذره اي از علم و ورقي از اسلام ، خود را بي نياز از كنترل عقايد ، آنهم در دايره حكومت اسلامي ، مي بينند! جامعه را با نظرات خود دچار تشويش و تفرقه مي نمايند.

مقام معظم رهبري درباره تبعيت از ولايت فقيه مي فرمايند:خدشه درالتزام به ولايت فقيه و تبعيت ازرهبري،خدشه دركليت نظام اسلامي است و اينجانب اين را از هيچ كس و هيچ دسته و گروهي تحمل نخواهم كرد.

2- عاشورا ، نماد توسعه ي سياسي ، اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي بدون محوريت ولايت و عدالت

عاشورا نتيجه سقيفه است و سقيفه توطئه اي بود كه توسعه  جغرافيايي و سياسي و اقتصادي و فرهنگي مسلمين را تامين كرد ، لكن با محوريت غير ولايت و كم رنگ شدن ارزشها و احكام الهي و در يك كلمه جابجايي ارزشها .

هر جا كه چنين توسعه اي تكرار شود نتيجه آن بر پايي مجدد عاشوراست در كربلاي آن سرزمين.

سرزمين هاي وسيعي دردوران خلفاي اول ودوم به نيروي ايمان اسلامي گشوده شد و جغرافياي دنياي اسلام هر روز وسعت بيشتر يافت ومردم ساير كشورها باپيام اسلام و ارزشهاي آن آشنا گشتندوبه آن ايمان آوردند.وسعت جغرافيايي موجب توسعه اقتصادي شد. ثروتهاي كلان به بيت المال مسلمين راه يافت.

علاوه بر توسعه ي جغرافيايي و اقتصادي،اقوام مختلفي دردايره اسلام وارد شدند، تضارب آراء آنان و گاه القاء تفكرات بدون پالايش و عرضه به محوريت صالح و اگاه به اصول و اساس اسلام ، آرام آرام فرهنگ جامعه را به الگوي غيرالهي توسعه داد.

حضرت علي (ع) كه در توطئه سقيفه از ادامه هدايت و اداره جامعه بر اساس قران و سنت رسول ا... (ص) محروم گرديد، پس از 25 سال كه شاهد  گسترش جغرافيايي و اقتصادي و سياسي نظام نوپاي اسلامي بود ، با رويكرد مردم  و اصرار آنان بر استقرار ولايت امام ، زمام امور جامعه اسلامي را در دست مي گيرد ودر اولين خطبه خويش به توسعه ي اقتصادي منهاي عدالت به شدت حمله مي كند.علي (ع) همه را متوجه مي سازد كه آنچه از بيت المال به غير از حق خارج شده است ولو به كابين زنان رفته باشد ، بر مي گرداند . حضرت چنان دايره عدالت را تنگ مي گيرد كه توسعه يافتگان بر او مي شورند و جنگ جمل را برپا مي سازند.

جنگ جمل،مقاومت طبقه اي است كه با ولايت علي (ع)، ثروتهاي كلان خود را درمعرض خطر مي ديد و امكان افزون بر آن را از دست رفته مي يافت آنان چهره هاي وجيه را پيش انداختند تا مانع ثروت اندوزيهاي خود و منادي عدالت،يعني علي (ع) را از پيش پاي بردارند!

جنگ صفين ، مقاومت گروهي است كه در وادي توسعه ي سياسي به حكومت شام رسيده بودند و علي (ع)  آنان را كه مهر گمراهي و تبعيد رسول ا... (ص) بر پيشانيشان نقش بسته ، يك لحظه در مسند اداره مسلمانان تحمل نمي كند .

سرانجام اينكه علي (ع) نتوانست عدالت را به توسعه ي اقتصادي و حدود و ارزشهاي الهي را به توسعه ي فرهنگي و ولايت را به توسعه ي سياسي بازگرداند  وخود شهيد اين راه شد.

حسن بن علي (ع) نيز در نيمه راه ، با خيانت خواص ، از رفتن بازمانده و پاره هاي جگر خود را پشتوانه دين حق و صراط مستقيم الهي و حزب ا... ساخت . در روز عاشورا حسين (ع) در كربلا آمد تا براي  ابد ، بر پيشاني باطل ، اگر چه رنگ حق خورده باشد ، مهر بطلان زند و خون خود و يارانش را مايه رسوايي آنان سازد.

حسين(ع) آمد تا نشان دهد كه يك دين حق وجود دارد نه دينهايي حق! و يك صراط مستقيم هست نه صراطهاي مستقيم،تا يزيد با تكيه بر صراطها ، حق جلوه نكند .

حسين(ع) آمد تا مال حرام ولقمه هاي بناحق خورده شده از توسعه ي اقتصادي را در شكمهاي سپاهيان مقابل خود آشكار كند و عاقبت اين نوع توسعه را ترسيم نمايد.

حسين (ع)‌ آمد تا بگويد تفسير دين و شرح شريعت نه كار همه است كه  وظيفه امام  است كه  همراه با قرآن است و بسط شريعت تأثير فرهنگ كفر است ، همانگونه كه تحجر باطل است و كار خوارج .

حسين (ع)‌  آمد تا بگويد دين با امامت كامل است و دين است كه توان اداره جامعه را دارد و پيروز و ماندگار است و انكه دين را بي امامت و ولايت مي خواهد شريعت را از سياست جدا كرده است وتوسعه ي سياسي منهاي ولايت هماني است كه مظهرش شام است و يزيد!

حسين (ع) جان كلامش اين است كه هرگونه توسعه اي بايد بر مدار ولايت و عدالت باشد ، محور توسعه بايد امام عادل و دين شناس و دين باور و با حميت نسبت به احكام الهي باشد و غير آن هر چه باشد پشيزي ارزش ندارد.

 3- عاشورا، محصول ضعف در دشمن شناسي و غفلت از دشمن

از عبرتهاي مهم ديگري كه بستر كربلا را براي عاشورا فراهم آورد ، غفلت از دشمن و ضعف در دشمن شناسي است.

تا انگاه كه رسول اكرم (ص)‌ در قيد حيات بود و به مشركان و كافران و  معاندان «نه» گفت و  از آنان برائت و بيزاري جست و به تعبير قرآن ، بامومنان رحيم بود وبا دشمنان شديد،دشمن را ياراي نفوذ و اجراي توطئه ميسر نشد و زماني كه غاصبان غدير ، سيره رسول خدا (ص)‌ رها كردند بستر كربلا آرام آرام شكل گرفت .

راستي چه شدكه اصحاب جمل،معاويه را باز گذاشتند و به سوي علي(ع)‌ براي جنگ آمدند؟آنها كه خود از ناراضيان ازعثمان و شورندگان بر او بودند و هم معاويه را نيك مي شناختند و هم علي (ع) را و  با بيعت هم كرده بودند ؟!  آيا پيراهني كه دختر ابابكر بر نيزه كرد تا عوام را بفريبد آنان را نيز فريفت؟

چه شد كه خوارج ، زماني بر علي (ع) خروج كردند كه چرا با معاويه نمي جنگد و  حكميت را لغو نمي سازد ، آنگاه كه امير مومنان صلاي جنگ با معاويه را سر داد. در نهروان گرد آمدند تا با علي (ع)‌‌‌‌ نبرد كردند و معاويه از رهگذر حماقت آنان، آسوده از لشكر علي (ع) بر مسند خلافت شام بياراميد و به توطئه ها ادامه داد ؟

معاويه ، هنگامي كه در  پي سياست توسعه ي سياسي ، به  اميري شام رسيد ،  پايه هاي حكومت خود را از همين  ضعف مسلمانان مستحكم كرد . او مي دانست كه بيشتر مسلمانان دشمن شناس نيستند. آن زمان كه گروه گروه به پيروي از سر كردگان و امرا و رؤساي قبايل خود ، با علم به غدير  و حقانيت علي (ع) ، دست در دست غاصبان  نهادند فهميده بود  كه  انان در شناخت دشمن بصيرت لازم را ندارند.

معاويه از همين نقطه ضعف بخوبي بهره گرفت .  اگر پيراهن خون الود عثمان را بر نيزه ها به علامت خونخواهي خليفه به اصطلاح مظلوم بر افراشت و اگر قرآنها را بر ني كرد مي دانست كه در بين اهل شامات و لشكر امام (ع) ، هم در ميان خواص و هم درميان عوام بسيارند آنها كه دشمن شناس  نيستند و همينطور هم بود و شد آنچه نبايد مي شد.

اگر خواص  و عوام همواره بر  اجراي بي كم و كاست و  نه يك كلمه كم و نه يك كلمه بيش اسلام و  نظام آن و سيره بنيانگذارش پاي مي فشردند ،  كي صحنه براي بازگشت  طرد شدگان  و  دل آلوده ها هموار مي گشت تا اينگونه عقايد و ايمان و دنياي مردم را با تفسيرهاي آلوده و مديريت منصرف خود به بازي گيرند؟

همواره بايد طرد شدگان عنود وحسود و كينه داران وسيلي خوردگان وآنها كه داغ ننگ انحراف از اسلام و رهبري آن بر پيشانيشان توسط رسول خدا (ص) و امام معصوم (ع) و فقيه عادل خورده است،دستشان از فكر و عقيده و ايمان و امور مردم كوتاه بماند.هيچ توجيهي براي بازگشت آنان معقول و مقبول و شرعي نيست.

عاشورا حاصل بازگشت طرد شدگان و معاندان به صحنه است.

عاشورا حاصل توطئه ي قرآن بر سر ني كردن دشمن در صفين است.

عاشورا حاصل خوش رقصي هاي دوستان نادان است كه كفه را بسود دشمن سنگين مي كند .

عاشورا حاصل فضا سازي و دشمن را دوست و دوست را دشمن وانمود كردن است.

عاشورا حاصل نداشتن تحليل سياسي صحيح و قوي از اوضاع زمانه و نقشه هاي منافقانه و دستهاي خائنانه است.

حضرت امام خميني (ره) در اين زمينه ميفرمايد :

« من بعد از ده سال از پيروزي انقلاب اسلامي ، همچون گذشته اعتراف مي كنم كه بعضي از تصميمات اول انقلاب در سپردن پست ها و امور مهمه كشور به گروهي كه عقيده خالص و واقعي به اسلام ناب محمدي (ص) نداشته اند ، اشتباهي بوده است كه تلخي آثار آن به راحتي از ميان نمي رود ، گرچه در آن موقع هم من شخصاً مايل به روي كار آمدن آنان نبودم ولي با صلاحديد و تاييد دوستان قبول نمودم و الان هم سخت معتقدم كه آنان به چيزي كمتر از انحراف انقلاب از تمامي اصولش و حركت به سوي آمريكاي جهانخوار قناعت نمي كنند در حالي كه در كارهاي ديگر نيز جز حرف و ادعا هنري ندارند ...

ماهنوز هم چوب اعتمادهاي فراوان خود را به گروهها و ليبرالها مي خوريم.نكته مهم در اين رابطه اين است كه نبايد تحت تاثير ترحم هاي بيجا و بي مورد نسبت به دشمنان خدا و مخالفين و متخلفين نظام ، به گونه اي تبليغ كنيم كه احكام خدا و حدود الهي زير سوال بروند . من بعضي از اين موارد را نه تنها به سود كشور نمي دانم كه معتقدم دشمنان از آن بهره مي برند ، من به آنهايي كه دستشان به راديو و تلويزيون و مطبوعات مي رسد و چه بسا حرفهاي ديگران را مي زنند صريحاً اعلام مي كنم:

تا من هستم نخواهم گذاشت منافقين ، اسلام اين مردم بي پناه را از بين ببرند.

تا من هستم از اصول نه شرقي و نه غربي عدول نخواهم كرد.

تا من هستم دست  ايادي  آمريكا و شوروي را در تمام زمينه ها كوتاه خواهم كرد  و اطمينان كامل دارم كه تمامي مردم در اصول همچون گذشته پشتيبان نظام و انقلاب اسلامي هستند.»

 4- عاشورا ، محصول فضاي مسموم و تبليغات مذموم

شايد عجيب ترين صحنه در مصاف عاشورا ، رويارويي دو گروهي است كه علي الظاهر هر دو اعتقاد به اسلام دارند و يه يك قبله نماز مي گذارند و هدايت را از كلام و روش و منش يك پيامبر دريافت كرده اند .

آن زمان كه رسول خدا(ص) آيات هدايت الهي را بر مردم مي خواند تا آنان را از ظلمات جاهلي ونفساني به نور رباني برساند كفار تشنه قدرت و هراسان از اضمحلال رياست ،  بر اين توطئه مصمم گشتند كه به هر نحو  ممكن از رسيدن پيام خدا  بر جان  بندگان خدا ممانعت كنند.ابتدا مبارزه اي تبليغي و فرهنگي را آغاز نمودند. تهاجم حساب شده آنان اين بود كه فضاي فكر ي جامعه را مسموم كنند ، آن سان كه گوشها شنواي سخن نباشند و دلهاي مشتاق حق ، در جو آلوده و پر هياهو ، راه به جايي نبرند .

گفتند:محمد (ص) مجنون است، آنچه مي گويد از سوي خدا نيست و القاء عجم است ، قرآني كه مي خواند شعر است ، او ساحر است و قرآن سحر ، مكه را پر كردند از اين تهمت ها تا بلكه قداست محمد (ص) و كلام وحي را بشكنند و ان را چون مهملات بشري جلوه دهند وتشنگان هدايت را به بركه هاي گنداب نفوس خود بكشانند.غافل از آنكه خداي قادر متعال،قرآن را بر قلوب مي نشاند و سد هاي سست آنان را به اراده خود و شيوايي وحي مي شكند .

گفتند ؛ انگشتها را بر گوش گذاريد تا از شنيدن كلام محمد (ص) در امان بمانيد . اما ندانستند كه گوش جان را چه كنند.

گفتند ؛ غوغا كنيد وهمهمه تا صداي محمد (ص) به گوش مردمان نرسد . اما ندانستند كه نفوذ عطر دين خدا و بنده خالص او محمد (ص) را چه كنند.

كربلا پذيراي دو صف بظاهر مسلمان بود . باز ميوه تلخ و شوم فضاي مسموم بود كه به ابر نشست.

عجيب اين است كه همه مي دانستند حسين (ع) كيستو اگر در بين آن لشكر ظلمت ، كسي بود كه نور را نمي شناخت ، حسين (ع) خود به معرفي خويش پرداخت تا ناآگاهي در آن انبوه گرد آمده از تباهي نباشد . عمامه رسول خدا (ص)‌ را بر سر نهاد.عباي او را بر دوش كشيد،خود را و پدرو مادر خويش را و جدش رسول خدا را معرفي كرد، آنان را به ياد خاطره هايي كه از علاقه ومحبت رسول خدا با حسين (ع) داشت انداخت ، گفته هاي جدش را به ياد آنان آورد . اينها را حسين (ع) براي چه مي گفت وچرا با اين هيات بسوي آن قوم ستمكار رفت ؟ جز براي زدودن شبهه و ترديد و شكافتن فضاي مسموم ؟

مفسديني كه امروزه در پناه آزادي نفوس آلوده ، اين جعليات مسموم و مذموم را ساختند ، اينگونه به دين و مقدسات آن مي تازند و خط بطلان بر هر چه تقدس است مي كشند ، از آنچه در ان روزگار بر مردم گذشت بهتر آگاه مي شويم و در مي يابيم كه ايجاد فضاي شبهه و ترديد توسط قلمها و زبانهاي مزدور چه نقش ويرانگري داشته است . اگر بگوييم سر حسين (ع) و ياران وفادارش بر قلمهاي مزدوران شد و در شهرها گشت سخني به گزاف نگفته ايم .

آزادي اي كه طليعه اش شكستن قداست حق و حق داران است و شبهه در اصول مسلم عقلي و الهي ، قربانگاه حسين (ع) خواهد بود . آزادي اي كه يك سر آن در آخور دشمنان اسلام و يك سر آن در خود باختگان مرعوب زر و زور باشد ، ميوه اش دلهاي سختي است كه با هر چه مي يابند به كربلا مي شتابند تا از قتل و غارت اهل بيت عقب نماند !!

فضاي مسموم و تبليغات مذموم همان كند كه علفهاي هرزه كنند و اگر به موقع پيشگيري و درمان نشود انگشت حسرت به دندان گزيدن ، سودي نخواهد داشت .

 5- عاشورا ، محصول تعطيلي فريضه امر به معروف و نهي از منكر

از زماني كه حسين(ع) حركت را آغاز كرد تا به كربلا برسد همواره بر احياء امر به معروف ونهي از منكر به عنوان يكي از اهداف اصلي قيام خود اشارت فرمود.در واقع عاشورا، نتيجه طبيعي فريضه و سنت رسول خدا(ص) درشوريدن در برابر منكرات و تشويق و تحريص به معروف هاست .

ابوذر كه از دست درازي عوامل حكومتي در بيت المال مسلمين و  ثروتهاي  بادآورده  عده اي معدود به فرياد آمده بود  از مدينه  به شام و مجددا ً از شام به مدينه و  از مدينه به ربذه تبعيد مي شود تا ديگران زبان در كام گيرند و  از كنار منكراتي كه به سرعت در حال افزايش در جامعه ي اسلامي است بگذرند و سر به سلامت داشته باشند . و چه رسا و زيبا ، مولي الموحدين علي (ع) در بدرقه ابوذر ، حالت او را به عنوان ناهي از منكر و حال مرتكبين منكر را بيان مي فرمايند :

« اي ابوذر ، تو به خاطر خدا خشم كردي ، پس به همان كس كه به خاطرش خشم كردي ، اميدوار باش . اين مردم به خاطر دنيايشان از تو ترسيدند ولي تو به خاطر دينت از آنها ترس داري كه مبادا بواسطه سازش با آنها و ملايمت در برابر آنان ، به دين تو لطمه وارد شود .»

درواقع اگر فريضه نهي از منكر با توجيهات بي اساس تعطيل نشده بود نه انحراف سقيفه رخ مي داد ونه انحراف تا آن جا كشيده مي شد كه عاشورا به وقوع پيوندد.

عاشورا درمنظر حضرت امام حسين(ع) معلول ترك نهي از منكر وامر به معروف است و خود با تمام موجودي به احياء آن قيام نمود و خطبه ها و رجزها و گشودن شناسنامه ها از سوي او و يارانش همه نهي از منكر و امر به معروف است.

مقام معظم رهبري درباره امر به معروف و نهي از منكر مي فرمايند:

همه بايد امربه معروف ونهي از منكر بكنند... امروز امر به معروف و نهي از منكر،هم مسئوليت شرعي وهم مسئوليت انقلابي و سياسي شماست ... شما جوانها بايد دائم در صحنه باشيد. بايد به طور دائم در صحنه باشيد . بايد بطور دائم نشان بدهيد كه جمهوري اسلامي آسيب ناپذير است. نيروي مومن و  بسيج و نيروهاي حزب ا... در سراسر كشور  و همه آحاد مؤمن در اين كشور  بايد كاري بكنند كه اميد آمريكا و صهيونيستها و بقيه قدرتهاي دشمن از جمهوري اسلامي به كلي قطع شود.

اميد انكه  دلسوزان انقلاب اسلامي و  بويژه جوانان و  بسيجيان با الهام از عبرتهاي بي شمار عاشورا و  رهنمودهاي مقام معظم رهبري امنيت و سلامت نظام مقدس جمهوري اسلامي را تداوم بخشند.

ان شاءا... 

main
خدمات تحت وب
خدمات الکترونیک
اوقات شرعی
site map | home | english site